یکشنبه , 20 اکتبر 2019
خانه | روزنوشت | رود وحشی
رود وحشی

رود وحشی

عمر من همچون چراغي در زمان معدوم شد
وصلهء ناجور گشتم در زمين، معلوم شد
ساقي امشب در پس در مانده ام رخصت بده
معني جور و جفا، از شيوه ات مفهوم شد
“نازنينا، ما به ناز تو جواني داده ايم”
چند روز مانده هم در هجر تو، محروم شد
كاسهء چشمم زخون و رنگ گيسويم سپيد
رود وحشي دلم، در بركه اي مختوم شد
بس شنيدم طعنه و جور و جفا از ديگران
همچو قرباني وجودم صد طرف مقسوم شد
در صفاي ديدن رويت شدم صحرانورد
اين دل بيچاره صد باره چنين محكوم شد
كفتري بي بال و پر در حسرت ديدار تو
پركشيد و رفت و رفت در غربتت مظلوم شد
امشب اي ميخانه چي راهي برايم باز كن
از شراب وجام و دردي اين لبم محروم شد
در پس ديوار اين شهر غريبان مانده ام
سوز و سرما بر تن بيمار من معلوم شد

یک نظر

  1. سلام ،انشاءلله با ظهور فرزندشان چشممان به دیدن روی زیبایش وپیدا شدن مرقد گمشده مادرشان روشن شود

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*